بی خودی پرسه زدیم ...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:جمعه 30 بهمن 1394-03:21 ب.ظ




بی خودی پرسه زدیم ، صبحمان شب بشود

بی خودی حرص زدیم ، سهم مان کم نشود

ما خدا را با خود ، سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم

ما به هم بد کردیم ، ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت ها را ، زیر پا له کردیم

وچقدر حظ بردیم ، که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای ، حرفی از مهر زدیم

از تو من می پرسم ، ما که را گول زدیم؟





نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دنبال کسی باش که ...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:پنجشنبه 29 بهمن 1394-05:11 ق.ظ

                                


یک لحظه نخور «حسرت» آن را که نداری

راضی به همین چند قلم «مال» خودت باش...!!!

دنبال «کسی» باش که دنبال «تو» باشد

اینگونه اگر نیست به دنبال «خودت» باش...!!!

«پرواز» قشنگ است ولی «بی غم و منت»

«منت» نکش از غیر و پر و بال خودت باش...!!!

صدسال اگر «زنده» بمانی گذرانی

پس «شاکر» هر لحظه و هر سال «خودت» باش...





نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شنیدم گرمه آغوشت.....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 28 بهمن 1394-04:30 ب.ظ


عکس




کسی اینجا به یادش نیست که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی که من اینجا چه ها کردم

که روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم

خدایا وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن 



عکس





نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی زیباست...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:سه شنبه 27 بهمن 1394-04:46 ب.ظ




عکس




زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن


گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بد‌بینی خود را شکسـت




 


نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بخشیدم بیا....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:پنجشنبه 22 بهمن 1394-02:28 ب.ظ

عکس




گفتم منم اهل خطا، گفتی که بخشیدم، بیا

گفتم شکستم توبه ها، گفتی که بخشیدم، بیا 

گفتم که ای ستّار من، ای حضرت غفّار من

من بر خودم کردم جفا، گفتی که بخشیدم، بیا 

گفتم ز خوبی خالی ام، من دانه ای پوشالی ام

بنگر تهیدستم خدا، گفتی که بخشیدم، بیا 

گفتم که احوالم بد است، از بس گناهم بی حد است

بخشیده ای این بنده را؟! گفتی که بخشیدم، بیا 

گفتم که نفسم سرکش است، جایم درون آتش است 

أِغفرلنا، أِغفرلنا، گفتی که بخشیدم، بیا...


التماس دعا...




عکس



نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آوای باد ....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:یکشنبه 4 بهمن 1394-08:30 ق.ظ

عکس





آوای باد انگار، آوای -خشکسالیست

دنیا به این بزرگی، یک کوزه ی سفالیست

باید که عشق ورزید، باید که مهربان بود

زیرا که زنده ماندن، هر لحظه احتمالیست...!




عکس



نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دوست دارم گریه با لبخند را

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 30 دی 1394-07:59 ب.ظ




در كتاب چهار فصل زندگی

صفحه ها پشت سرِ هم می روند

هر یک از این صفحه ها، یک لحظه اند


لحظه ها با شادی و غم می روند...

گریه، دل را آبیاری می كند

خنده، یعنی این كه دل ها زنده است...

زندگی، تركیب شادی با غم است

دوست می دارم من این پیوند را

گر چه می گویند: شادی بهتر است

دوست دارم گریه با لبخند را







نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لبخند ملاک شاد بودن نیست

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 30 دی 1394-01:02 ب.ظ




لبخندها هرگز، ملاک شاد بودن نیست!

یا تیشه ای بر دوش، از فرهاد بودن نیست!

هر جا که باشی منطق آیینه ها این است

در چشم بودن، معنیِ در یاد بودن نیست!...

ای سرنوشت شوم، جام شوکرانت کو ؟

این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست!



"احسان اکابری"






نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ترسم از فاصله هاست

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:سه شنبه 22 دی 1394-11:18 ق.ظ




وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست.....

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست.....

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست.....

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست....

کوله باری پر از هیچ ،که بر شانه ماست...

گله از دست کسی نیست ،.............

مقصر دل دیوانه ماست...............!






نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وقتی تنهایی خدا عاشق ترت کرده

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:دوشنبه 21 دی 1394-03:02 ب.ظ




یه وقتایی که تنهایی خدا عاشق ترت کرده

باید دلتنگ باشی تا بفهمی باورت کرده

یه وقتایی برات سخته دلت لج بازه و مغرور

می خواد اما نمی تونه تورو عاشق کنه با زور

میخوای باور کنی یا نه تو این احساس مجبوری

تو تا نزدیک دنیایی برا عاشق شدن دور نیست

شبای هفته دلتنگت روزای مونده تاریکه

خدا این لحظه ی آخر

بهت بسیار نزدیکه

یه وقتایی حواست نیست یه سایه با تو همراهه

به دل فرصت بده شاید بفهمی راه کوتاهه.....





نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بـهشـت

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:دوشنبه 14 دی 1394-01:22 ق.ظ




عمر زاهد همه طى شد " به تمناى بهشت "

او ندانست که در " ترک تمناست" بهشت

این چه حرفیست که در "عالم بالاست بهشت"

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت....

دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست

دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت



صائب تبریزی






نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دلت را خانه ما کن...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:یکشنبه 6 دی 1394-01:13 ب.ظ





دلت را خانه ی ما کن ، مصفا کردنش با من

به ما درد خود افشا كن  ، مداوا کردنش با من 

اگر گم کرده ای اِی دل ، کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش ، پیدا کردنش با من 

بیفشان قطره ی اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص ، دریا کردنش با من

اگر درها برویت بسته شد ، دل بر مّکن بازآ

درِ این خانه دّقُ  الباب  کن ، وا  کردنش  با من 

به ما گو حاجت خود را ،اجابت كردنش با من 

طلب کن آنچه می خواهی ، مهیا کردنش با من 

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را 

بیاور نیک و بد را ، جمع و منها کردنش با من 

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن

غم فردا مخور ، تامین فردا  کردنش با من 

به قرآن آیه رحمت فراوان است ، ای انسان 

بخوان این آیه را ، تفسیر و معنا کردنش با من

 اگر عمری گُنه کردی مشو نومید از رحمت 

تو توبه نامه  را بنویس ، امضا کردنش با من







نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدایا سرده این پایین...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:یکشنبه 6 دی 1394-01:10 ب.ظ




خدایــــــــــا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن

اگه میشـه بیــــــا پاییـن و دستـــــای منـــو ها  کن

خدایــــــــــا!سرده این پایین،ببـین دستــامـو میلرزه 

دیگه حتـــــــــــے همه دنیا،به این دورے نمـے ارزه

تو اون بالا من این پایین،دو تایـــــــے مون چرا تنها؟ 

اگه لیلــــــے دلش گیــــره! بـــــگو مجنون چرا تنها؟ 

خدایا! من دلم قرصه،کسے غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت ،که حتــے روز،روشن نیست

کسـے اینجا نمـے بینـه که دنیـــــــــــا زیر چشماته 

یه عمره یـــــــــــادمـــــــون رفته،زمیـن دار مکافـاته 

فراموشم شده گاهـے،که این پایین چه هـــا کردم

کـــــــــه روزے بایـد از اینجـا بــازم پـیــش تو برگردم 

خدایـــــــــا! وقــت برگشـتـن یه کم با من مدارا کن 

شنیــدم گرمــه آغوشـــت،اگه میشـه منــم جا کن







نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لالا لالا...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:یکشنبه 6 دی 1394-02:57 ق.ظ




لا لا لا لا

نخواب سودی نداره

همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه

که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

لا لا لا لا

نخواب باز هم سفر رفت

نمیدونم به کارون یا خزر رفت

فقط دردم اینه مثل همیشه 

بدون اطلاع و بی خبر رفت

لا لا لا لا

نخواب میدونه جنگه

دست هر کی میبینی یه تفنگه

یه عمره دور چشماش گشتم اما 

نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

لا لا لا لا

نخواب زندونه دنیا ، سر ناسازگاری داره با ما

بشین باز هم دعا کن واسه اون که 

ما رو اینجا گذاشت ، تنهای تنها

لا لا لا لا

نخواب اون راه دوره خدا میدونه که حالش چه جوره

توی خلوت میگم اینجا کسی نیست

خداییش که دلم خیلی صبوره

لا لا لا لا

نخواب تیره است چراغم مثل آتشقشان میمونه داغم

به جون گلدونا کم غصه ای نیست

هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم

لا لا لا لا

نخواب خواب که دوا نیست

دل دیوونه داشتن که خطا نیست

میگن دست از سرش بردار نمیشه

آخه عاشق شدن که دست ما نیست

لا لا لا لا

نخواب تنها میمونم ، کمک کن قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثل اون نامهربونم

لا لا لا لا

نخواب ماه رو نگاه کن

من اسفند رو میارم ، تو دعا کن

بگو برگرده پیش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن

لا لا لا لا

نخواب سرما تو راهه همیشه عمر خوشبختی کوتاهه

میگن با یه فرشته اونو دیدن ، دروغه ... جون دریا اشتباهه

لا لا لا لا

نخواب تلخ جدایی ، کمر خم میشه زیر بی وفایی

تو بیدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایی

لا لا لا لا

نخواب تنهایی زرده اگه طولانی شه مثل یه درده

اگه چشم انتظار باشی که هیچی

دروغ میگی به دل که بر میگرده

لا لا لا لا

نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله

من و تو هم شب و هم قلب و کشتیم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خیاله

لا لا لا لا

نخواب دنیا خسیسه ، واسه کم آدمی خوب مینویسه

یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است ، یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

لا لا لا لا

نخواب عاشق یه سیبه ، همیشه سرخ و تب دار و غریبه

تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست ، پایین هم که بیوفته بی نصیبه

لا لا لا لا

نخواب اینجا سیاهی پر اما تو تنگه قصه ماهی

اونی که ما ها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی

لا لا لا لا

نخواب تا اون بخوابه ، بشین انقدر تا که خورشید بتابه

زمونی که یقین کردم بیدار شد بخواب با یاد عکسی که تو قابه

لا لا لا لا

بخواب بیدار حالا دیگه باید بخوابی پس تو لالالا بخواب

دیگه تو میتونی بخوابی

ببین خورشید اومد بالای بالا

لا لا لا لا

این هم بود سرنوشتم

این از امروزم و این از گذشتم

نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم

نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم


مریم حیدر زاده





نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

منو تو آغوشت بگیر خدا....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:شنبه 5 دی 1394-05:35 ب.ظ




منوتوآغوشت بگیرخدا میخوام بخوابم

آخه تو تنهاکسی بودی که دادی جوابم

منو توآغوشت بگیر میخوام برات بخونم

روی زمین چقدربده میخوام پیشت بمونم

کی گفته بایدبشکنم تا دستموبگیری

خسته شدم ازعمری غربتوغمواسیری

کی گفته باید گریه ی شبامو در بیاری

تالحظه ای وقت شریفتو واسم بذاری

توی آغوش تو آرامش محضه

منوباخودت ببر حتی یه لحظه

بغلم کن منوبردارببرم دور

ببرم از این زمین سرد و ناجور






نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فقط با عشق....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 2 دی 1394-01:13 ب.ظ




آدم محنت کشیده، زود گریان می شود

گوشه ای پژمرده و،سردرگریبان می شود

هیچ مهری، هیچ لطفی را نمی خواهد دگر

بی سبب دلگیر، از این و هم از آن می شود

بعد هر سختی، خداوندا تو خود فرموده ای

روزگار راحتی، پس کی نمایان می شود؟

گریه ی پنهانی ام، تقصیر من هرگز نبود

قلب وقتی بشکند، آدم پریشان می شود

شک ندارم، آخر این دیوار غم خواهد شکست

میرسد روزی که دنیایم گلستان می شود

بی پناهی های ما، از درد تنها بودن است

زخم های ما فقط با عشق درمان می شود






نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی با تبسم زنده اس...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 2 دی 1394-01:09 ب.ظ




من نمیگویم کسی « بی درد » نیست

هر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

لیک می گویم که فصل سوختن،

آب را هم می توان آموختن...

« خنده ها » را می توان تقسیم کرد

گریه ها را می توان « ترمیم » کرد...


گر خطر می بارد از این فصل سرد

دوستی را باید اول « بیمه » کرد...

« عشق » با لبخند مردم، زنده است 

زندگی هم با « تبسم » زنده است..






نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دل شکسته...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:شنبه 28 آذر 1394-11:34 ق.ظ





ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

ﺳﻴــﻞ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﮔــــﺮ ﺑﺒــــﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﻧﺴﻴـــــﻢ ﺻﻮﺭﺗﻲ

ﻏــﻢ ﻣﺨـــﻮﺭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

ﻣﺨﺘﺼــــﺮ ﮔــﻮﻳﻢ ﺍﮔـــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻥ ﺷـﻮﺩ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ

ﺟــﺎﻱ ﻫــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﺎﺧــﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

ﺍﻱ ﺧــﺪﺍ ﻫــﺮﮔﺰ ﻧﺒﻴﻨـــﻢ ﺑﺸــﮑﻨﺪ ﻗﻠـــﺐ ﮐﺴﻲ

ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﻃﻨﺶ ﺍﺯ ﺭﻳﺸـﻪ ﻭﻳـــﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ...!





نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عشق را وارد کلام کنیم

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:پنجشنبه 26 آذر 1394-04:16 ق.ظ





عشق را وارد کلام کنیم

تا به هر عابری سلام کنیم

و به هر چهره ای تبسم داشت

ما به آن چهره احترام کنیم

هرکجا اهل مهر پیدا شد

ما در اطرافش ازدحام کنیم

چشم ما چون به سروِ سبز افتاد

بهر تعظیم او قیام کنیم







نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رو به فردا

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:دوشنبه 16 آذر 1394-11:48 ب.ظ




مثل یک درنای وحشی تا افق پرواز کن

قصه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست

بال های خسته ات را رو به فردا باز کن







نوع مطلب : اشعار فارسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo