چـای و گـپ با خـــــــدا....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:پنجشنبه 27 اسفند 1394-12:50 ق.ظ




گاهی خدا به انسان می گوید : 

من خانه هستم .. ، در بزن .

با هم چای میخوریم و گپ میزنیم 

تو سبُک میشوی ..و ..

و من نظرم را در مورد تو عوض میکنم

و کاری میکنم تا دلت گرم شود .

لازم نیست سر سجادۀ نماز باشی 

می توانی همانطور که در 

حال سیگار کشیدن هستی با من حرف بزنی

یا .. همانطور که در حال گوش دادن به موسیقی هستی 

منهم موزیک را دوست دارم .

خودم به انسانها آموزش داده ام بنوازند ،

به بعضی از آنها الهام کردم چگونه ساز های متفاوت بسازند 

و نغمه های شورانگیز از دل آن بیرون بکشند ، 

با رقص هم مخالف نیستم .

ببین ..

به کودکان نگاه کن ، پاک و معصومند و مدام درحال رقصند.

اصلاً کائنات در حال رقص و سماء اند .

خودم آنها را رقص وا میدارم . 

پس یادت باشد : مزاحم نیستی 

در بزن با هم یک چای بنوشیم و گپ بزنیم







نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شـکـیبـــایـی...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:سه شنبه 25 اسفند 1394-05:38 ب.ظ





 از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید 

خدا گفت:نه

آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم

  بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در

برابرشان پایداری کنی

باز از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد

خدا گفت :نه

روح تو کامل است.بدن تو موقتی ست


.
.


پــس از خدا خواستم به من شکیبایی دهد....



.
ع


نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

" وَكُن مِّنَ السَّاجدِین"

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 28 بهمن 1394-12:31 ب.ظ




بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی،

خمش می‌کنی

هر چه خم شود خالی تر می‌شود،

اگر کاملا رو به زمین گرفته شود،

سریع تر خالی می‌شود

دل آدم هم همین طور است،

گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه،

قرآن می‌گوید: هر گاه دلت پر شد از غم و غصه ها ؛

خم شو و به خاک بیفت

" وَكُن مِّنَ السَّاجدِین"

سجده کن؛ ذکر خدا بگو ؛

این موجب می‌شود تو

خالی شوی تخلیه شوی، سبک شوی؛

 


نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روزیِ سیصدساله...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 21 بهمن 1394-11:36 ب.ظ






از شخصی پرسیدند : روزگارت چگونه است؟

اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ داد: چه بگویم امروز از  زور گرسنگی مجبور شدم

کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ای اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم

 

حکیمی در پاسخ مرد گفت : 

خدا روزیت را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه نا سپاسی میکنی !!







نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در جستجو خدا...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 21 بهمن 1394-02:07 ب.ظ





دنیا


سفری بود در جستجوی خـــدا


ما اشتباه گرفتیم


با جستجوی طــــــــــلا






نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غیر خدا...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 21 بهمن 1394-07:38 ق.ظ





شیخ رجبعلی خیاط:




هر سوزنی که برای غیر خدا زدم


در دستم فرو رفت....






نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حدیثی از امام جواد

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:سه شنبه 22 دی 1394-03:04 ب.ظ




به دل آهنگ خدا داشتن برتر است


تا خسته کردن جوارح به عبادت .



"امام جواد (ع )





نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هرکس گرفتار است...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:جمعه 18 دی 1394-04:58 ب.ظ




هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد،



بدان خدا کرده است؛


زود برو با او خلوت کن و بگو 

با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟


هر کس گرفتار است،

در واقع گرفته ی یار است....






نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دلت که گرفت...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:جمعه 11 دی 1394-06:17 ب.ظ




دلت که از آدم ها گرفت 

غصه ها را فرو ریز در گنجینه دل،

ببخش و فراموش کن بدی ها را!

مثل همیشه بگذار برای روزی که خدا می آید!

بگذار خدا بیاید و بپُرسد،

مرهم بگذارد، ناز بخرد و تا بخواهی گله کنی

به آغوش بگیرد و بگوید میدانم...



(مهرداد حبیبی)





نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رزق معنوی

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:سه شنبه 8 دی 1394-02:06 ق.ظ





♥ وقتی که مطلبی، نوری، چیزی از دلتان بیرون زد، 

خوب ته آنرا انگشت بکش ! 

هر جا حدیثی ، آیه‌ای ، دعایی به دلت خورد، بایست . 

مبادا یکوقت بگذاری و بروی! صبر کن . 

رزق معنوی خیلی مخفی‌تر از رزق مادی است. 

یک نفر از دری، دیواری می‌گوید و در حقیقت خداست 

که با زبان دیگران با شما حرف می‌زند. 


"اسمائیل دولابی" 







نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ردپای او..

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:دوشنبه 7 دی 1394-12:57 ب.ظ





با کوله باری از غم که بر دوش او سنگینی میکرد 

به لب ساحل رفت تا با خود خلوت کند.

دیگر واقعا خسته شده بود با اشکی که بر چشمش سرازیر میشد 

خدا را از ته دل فریاد زد و در رو به روی عظمت دریا به زانو در امد 

و همچنان در سکوت خود غرق بود که صدایی گوش نواز به او گفت: 

برخیز و به پشت سر خود نگاه کن .جاده زندگی توست از کودکی تا الان. 

بلند شد و به پشت سر خود نگاه کرد. 

ردپایی بود نورانی در کنار رد پای خودش که 

در جاهایی با ردپای خودش یکی شده است.

پرسید این رد پا از ان کیست؟

آن صدای آسمانی گفت: آن ردپای خداست که در کنار تو می آمده است 

و در هنگام سختی و گرفتاری با تو یکی شده است.







نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دلت که گرفت

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:دوشنبه 7 دی 1394-03:52 ق.ظ




وقتی كه دلت گرفت، 

وقتی كه دلتنگ شدی، 

وقتی دیدی هیچ كس نیست كه باورت كنه، 

وقتی فهمیدی كه كسی نیست به حرفا و درد دلات گوش بده، 

برو كنار پنجره، پنجره رو باز كن. یه نگاه به آسمون بنداز. 

فرقی نداره صبح باشه یا شب، آفتابی باشه یا ابری فقط بهش نگاه كن.

ناخود آگاه احساس آرامش وجودت رو تسخیر می كنه. 

روحت به  پروازدرمیاد. می ری تا اون بالا بالا ها تواوج ابرا، 

كنار مهربونی كه  هر چه قدر هم پیشش بمونی راضی نمی شی كه ازش دل بكنی. 

یه لحظه چشماتو ببند.آروم هوای تازه رو تو ریه هات وارد كن. 

بذار احساس كنی دفعه ی اولته كه داری این قدر خوب نفس می كشی. 

وقتی  آروم شدی وفهمیدی كه اون قدر تنها نیستی، چون یكی هست كه 

همیشه با توست، اگه اشكات جاری شد بی خیال، بذار ببارن. 

اون موقع است كه به آرامش واقعی رسیدی و 

پشتت واسه مقابله با مشكلات محكم تر شده و حالا 

با توكل بیشتر به اون بزرگ ودوست داشتنی می تونی بقیه

 مسیرت رو ادامه بدی. وقتی پنجره رو می بندی انگار برگشتی سر

 جای اولت، اما این بار با امید و توكل بیشتر.سعی كن نه تنها وقتی

 دلتنگی بلكه همیشه، حتی اگه یه ذره هم كه شده به سراغش بری و

 باهاش درد دل كنی یادت باشه 

هیچ وقت پیوند چشماتو با اسمون قطع  نكنی.





نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به خاک بودنت ببال...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:یکشنبه 6 دی 1394-03:00 ق.ظ




به خدا گفتم: از بازی آدمهایت خسته شده ام! 

چرا مرا از خاک آفریدی؟ چرا از آتش نیستم !؟

تا هرکه قصد داشت بامن بازی کند، او را بسوزانم !


خدا گفت: تو را از خاک آفریدم تا بسازی ! . . . نه بسوزانی !

تو را از خاک، از عنصری برتر ساختم . . . 

تا با آب گـِل شوی و زندگی ببخشی . . . 

از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند ! . . . 

بازهم زندگی کنی و پخته تر شوی . . . 

باخاک ساختمت تا همراه باد برقصی . . .

 تا اگر هزار بار تو را بازی دادند، تو برخیزی ! . . . سر برآوری ! . . .

در قلبت دانهٔ عشق بکاری ! . . .

و رشد دهی و از میوهٔ شیرینش زندگی را دگرگون سازی ! . . .

پس به خاک بودنت ببال . . .





نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ردپای خدا....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:جمعه 4 دی 1394-04:36 ب.ظ



دیشب رویایی داشتم

خواب دیدم بر روی شنها راه میرفتم.

همراه با خوده خدا و بر روی پرده ی شب.

تمام روزهای زندگیم رو،مانند فیلمی میدیدم.

همان طور که به گذشته ام نگاه میکردم،

روز به روز از زندگیم رو، دو رد پا بر روی پرده ها ظاهر شد.

یکی مال من و یکی از آن خداوند.

راه ادامه یافت تا تمام روزهای گذرانده شده خاتمه یافت.

آن گاه ایستادم و به عقب نگاه کردم.

در بعضی جاها فقط یک رد پا وجود داشت.

اتفاقا آن محل ها مصادف با سخت ترین روزهای زندگیم بود.

روزهایی با سخت ترین دردها،رنجها و لرزها…

آن گاه از او پرسیدم:

خداوندا تو به من گفتی در تمام لحظات زندگیم 

با من خواهی بود و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم.

خواهش میکنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتی؟

خداوند پاسخ داد: فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم در تمام سفر با تو خواهم بود.

من هرگز تو را تنها نگذاشتم نه حتی برای لحظه ای….و من چنین نکردم……

هنگامی که بر روی شن ها یک رد پا دیدی من بودم که تو را به دوش کشیده بودم.








نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قالی هزارساله....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:سه شنبه 1 دی 1394-01:12 ق.ظ




هرهزارسال یک بار فرشته ها 

قالی جهان را درهفت آسمان می تکانند

تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد وهرباربا خود می گویند:

این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد

این فرش فاجعه است...

با زمینه سرخ خون...

و حاشیه های کبود معصیت ...

با طرح های گناه و نقش بر جسته های ستم...

فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند

و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند.

رنگ در رنگ ... گره در گره ... نقش در نقش ...

قالی بزرگی است زندگی...

که تو می بافی و من می بافم و او می بافد

همه بافنده ایم

می بافیم و نقش می زنیم

می بافیم و رج به رج بالا می بریم

می بافیم و می گستریم

دار این جهان را خدا به پا کرد.

و خدا بود که فرمود: 

ببافید و آدم نخستین گره را بر پود زندگی زد.

هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت.

چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد

آمیزه ای از زیبا و نا زیبا...

سایه روشنی از گناه و صواب...

گره تو هم بر این قالی خواهد ماند

طرح و نقشت نیز...

وهزارها سال بعدآدمیان برفرشی خواهند 

زیست که گوشه ای ازآن را تو بافته ای

کاش گوشه را که سهم توست زیبا تر ببافی...





نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خانه خدا نزدیک ماست....

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:شنبه 28 آذر 1394-05:43 ب.ظ




کسی که بهشت را بر زمین نیافته است

آن را در آسمان نیز نخواهد یافت

خانه ی خدا نزدیک ماست

و تنها اثاث آن ، عشق است....





نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شکرگزار باش

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:پنجشنبه 26 آذر 1394-12:57 ب.ظ





اگر بعد از هر لبخند هرگز خدا را شکر نمی کنی ،


حق نداری بعد از هر اشکی از او گله مند باشی....



پس شاکر باش.... 






نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آرزوی دیروزت...

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 25 آذر 1394-08:32 ب.ظ




آرزوهایت رو یک جا یادداشت کن

و یکی یکی از خدا بخواه

خدا یادش نمیرود اما تو یادت میرود که

چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود








نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اگر اطاعتش کنیم چه می کند؟

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:چهارشنبه 25 آذر 1394-11:09 ق.ظ



با تمام وجود گناه کردیم!

و در تکرار آن اصرار،

اما نه نعمتهایش را از ما گرفت

و نه گناهان ما را فاش کرد!

اگر اطاعتش کنیم چه می کند؟

.
.
.


خدایا تو چه بی صدا و بی منت می بخشی

و من چه حسابگر و با منت عبادت می کنم!






نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدایا ببخش

نویسنده :اَدمــیـــن
تاریخ:پنجشنبه 19 آذر 1394-02:26 ب.ظ




ﮔـﺎﻫـﯽ ﺍﮔــﺮ ﺩﻋـﺎﯾﺖ ﻣﺴـﺘﺠﺎﺏ ﻧﺸـﺪ، 

ﺑـﺮﻭ ﻭ ﮔــﻮﺷـﻪ ﺍﯼ ﺑﻨـﺸـﯿـﻦ.

ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍﺑﻐﻞ ﺑﮕﯿﺮﻭﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ

ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾﯽ

::. ﺍﻟﻠﻬُـﻢَّ ﺍﻏـﻔِــﺮ ﻟِﯽَ ﺍﻟـﺬُﻧﻮﺏَ ﺍﻟّـﺘـﯽ ﺗَﺤـﺒِـﺲُ ﺍﻟـﺪُّﻋــﺎ ::


ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﺑﺒﺨﺶ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ﺭﺍﮐﻪ ﺩﻋﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺣﺒﺲ ﮐﺮﺩﻩ






نوع مطلب : مطالب عارفانه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  


Admin Logo
themebox Logo